X
تبلیغات

قلیان پیپ چایخانه اصفهان تنباکو

قلیان پیپ چایخانه اصفهان تنباکو

Image and video hosting by TinyPic

قلياني ها (مافیای کنکوریهای چایخانه )
| مافیای کنکوریهای چایخانه غدیر | { M.K.C.G }
یه چایخونه مختلط(خانوادگی) باز شده بالای کوه صفه

50 متر بالاتر از بولینگ

قلیانی 3000 تومن

چایی 4 نفره که ما گرفتیم در اومد 3000 تومن

به هر حال به خانوادگی بودنش می ارزه

در ضمن چایخانه بهشت (نظر -جنب پاساژ نوژان )هم یه قسمتیش را خانوادگی کرده.

داخل میدان امام هم یه چایخانه رییس اتحادیه چایخانه داران داره بهش

میگن چاه حج میرزا  اونجا هم مختلط شده

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

چایخونه فردوسی سر چهار راه نیکبخت قرار داره

وقلیونای خوبی داره

میونه و سریهاش از نوع هکوم  (مثل تخت جمشید)

معماری که در این چایخونه به کار رفته واقعا زیباست

مجسمه های قشنگی هم داره

یه آبشار در آخر چایخونه وجود داره که صدای قشنگی را ایجاد می کنه

فقط تنها مشکلی که داره

اخلاق کارکنان و مدیریتش هست که زننده است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

چایخونه دو سیب بین چهار راه توحید و مهرداد هستش.

داخل چایخانه را خیلی زیبا طراحی کرده.

میونه های قلیوناش بلند هستش(شبیه تخت سلیمون)

۱۵۰۰ قیمت هر قلیون و فقط یه مشکل داره

هلو که سفارش می دی طعم کاپوچینو هم می ده که

این مشکل در تخت سلیمون هم وجود داره

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

طبق نظر سنجی طعم هایی که طرفداران بیشتری دارن

نعنا با  ۲۱ رای و ۳۲.۳ درصد بیشترین طرفدار را داره

بعد هلو با ۱۱ رای و ۱۶.۹ درصد

پرتقال با ۸ رای و ۱۲.۳ درصد

دوسیب با ۷ رای و ۱۰.۷ درصد

طعم های دیگر (مانند طالبی  انگور  توت فرنگی و غیره...) با ۷ رای و ۱۰.۷ درصد

کاپو چینو با ۴ رای ۶.۱درصد

آدامس  و هکوم با ۳ رای و ۴.۶درصد

آلبالو با ۱ رای و ۱.۵ درصد

در رتبه ای بعدی هستند

جالبه که لیمو هیچ در صدی را به خود اختصاص نداده

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

چایخانه باران

بین چهار نیکبخت و چهار راه شیخ صدوق

قلیان نعنا پرتقالش حرف نداره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

ساده‌ترین راه برای کشیدن قلیان، رفتن به یک سفره‌خونه درست‌وحسابی و سفارش یک قلیان دبش می‌باشد. با این کار، دیگر نیازی به آماده‌سازی قلیان ندارید و بعد از ۱۰ دقیقه، قلیان با طعم مورد نظر خود را می‌کشید! اما اگر در خانه قلیان دارید و می‌خواهید آن‌را آماده کشیدن کنید، بد نیست به مطالب زیر توجه بفرمایید.

مقدمه‌ای بر قلیان

خیلی‌ها فکر می‌کنند که قلیان چیز بدی است و خلاصه هر کسی که قلیان می‌کشه، آدم لاابالی هستش! اما باید بدانند که سخت در اشتباه‌اند. قلیان مرام خاص خودش رو داره و بعضی‌ها که با این مرام حال می‌کنند، می‌رن طرفش، دقت داشته باشید که تا قلیان با شرایط مناسب نکشید، به این مرام هیچ‌گاه پی نخواهید برد.

ذغال

قبل از هر چیز، باید یک بسته ذغال خوب تهیه کنید. ذغال درخت لیمو برای این کار، بسیار مناسب می‌باشد. دقت داشته باشید که از ذغال‌های نامرغوب، همانند ذغال‌هایی که برای کباب‌کردن به‌کار می‌روند، جدا پرهیز کنید. ذغال خوب ذغالیه که بعد از گداخته شدن (و یا به اصطلاح گرفتن)، وقتی که خاموش شد، کاملا خاکستر شده باشد.

ساده‌ترین راه برای آماده‌سازی ذغال، آن است که یک ظرف آهنی را برداشته و انتهای آن را با میخ سوراخ کنید. سپس ذغال‌های خود را درون این ظرف ریخته و آن را بر روی گاز قرار دهید. با این کار، گاز شما به هیچ عنوان کثیف نخواهد شد. اما عیب این روش در این است که مدت زمان زیادی را برای گرفتن همه ذغال‌ها می‌بایست صرف کنید. برای رفع این عیب، می‌توانید از یک عدد آتش‌گردان استفاده کنید. بدین‌صورت که بعد از گذشت دو، یا سه دقیقه، ذغال‌ها را درون آتش‌گردان ریخته، و درون بالکن یا حیاط خانه‌تان، شروع به چرخاندن ذغال‌ها نمایید. آن‌قدر این کار را انجام دهید، تا تمامی ذغال‌ها، کاملا گداخته شوند. دقت داشته باشید که قبل از گداخته کردن ذغال‌ها، ابتدا قلیان را آماده کشیدن نمایید.

تنباکو (توتون)

تنباکوهای مخصوص قلیان به طور کلی به دو دسته میوه‌ای و چوب تقسیم می‌شوند. تنباکوهای چوب (نظیر خوانسار، عرب و مغان) کار ما جوونا نیست! قدیمی‌ها از این نوع تنباکوها استفاده می‌کردند و دوره‌اشان کم‌کم دارد به اتمام می‌رسد. این تنباکوها را برای آماده‌سازی، می‌بایست چندین ساعت قبل از کشیدن درون آب خیس کرد تا زهر آن گرفته شود. در این نوع تنباکوها، ذغال مستقیما بر روی تنباکو قرار می‌گیرد.

تنباکوهای میوه‌ای، نیازی به خیس کردن ندارند و هر زمان که بخواهید می‌توانید از آن‌ها استفاده نمایید. اما متاسفانه ضرر این نوع تنباکوها، خیلی بیشتر از تنباکوهای چوب می‌باشد. برای استفاده از این نوع تنباکوها، می‌بایست بین تنباکو و ذغال، یک فویل آلومینیومی قرار داده و درون آن، سوراخ‌هایی به مقدار کافی ایجاد کنید. گذاشتن مستقیم ذغال بر روی این نوع تنباکوها، سبب سوخته شدن آن‌ها شده و انسان را به بیماری سرطان مبتلا می‌کند.

اگر قصد کشیدن این نوع تنباکوها را دارید، سعی کنید تنباکویی را انتخاب نمایید که بتوان آن‌را به صورت طبیعی درست نمود. به عنوان مثال، تنباکوی دوسیب و یا طالبی، تماما شیمیایی می‌باشد، در صورتی که تنباکوی لیمو، جزء طبیعی‌ترین تنباکوها به حساب می‌رود. پیشنهاد ما به شما، استفاده از تنباکوهای پرتقال و لیمو می‌باشد. اگر هم خواستید، می‌توانید از هر دو طعم همزمان استفاده کنید تا حال بیشتری ببرید.

آماده‌سازی قلیان

یکی از اصلی‌ترین مراحل در قلیان کشیدن، آماده‌سازی آن می‌باشد. سعی کنید از قلیان‌هایی استفاده کنید که سازنده آن، تمام اجزای آن را با یکدیگر هماهنگ کرده باشد. با این‌کار مطمئن خواهید بود که قلیان بدون هیچ گونه عیب‌و‌ایرادی کار می‌کند. اما اگر خودتان می‌خواهید یک قلیان را سرهم‌بندی نمایید، خیلی دقت نمایید!

پس از آن‌که قلیان مورد نظر خود را سرهم کردید، می‌بایست تنگ آن را آب نمایید. دقت داشته باشید که میزان این آب بسیار مهم می‌باشد و یک میلیمتر کم یا زیاد بودن آن، تاثیر بسیار زیادی بر روی قلیان خواهد گذاشت. مقدار این آب نباید آنقدر زیاد باشد که موقع کشیدن درون شلنگ بیاید، نه آنقدر کم که صدای قل‌قل قلیان به گوش نرسد. بعد از دو سه بار استفاده از قلیان، مقدار دقیق آن دستتان خواهد آمد. آب قلیان را با هر بار استفاده حتما عوض کنید. زیرا آبی که مدت زیادی در قلیان بماند، سبب به وجود آمدن بیماری‌های پوستی، مثل لکه‌های پوستی می‌شود. از آب‌های زلال، بدون املاح و خنک استفاده کنید. می‌توانید درون تنگ قلیان، چند تکه یخ نیز بیاندازید. اگر از تنباکوی نارگیل استفاده می‌کنید، می‌توانید به جای استفاده از آب، از شیر استفاده کنید، با این کار، یک قلیان بسیار خوش طعم خواهید کشید. البته مراقب باشید، زیرا قلیان نارگیل با شیر، بسیار سنگین می‌باشد و ممکن است از پسش برنیایید، همچنین کمی دیرتر از قلیان‌های معمولی کام خواهد داد.

اگر قلیان‌تان را آماده خریده باشید، موقع اتصال بدنه به تنگ، از واشرهای مربوطه استفاده کنید. اما اگر اجزای آن‌را جداجدا خریداری کرده‌اید، ممکن است که بدنه بر روی تنگ به طور کامل جا نگیرد و لق بزند. برای سفت کردن بدنه بر روی تنگ، از پارچه خیس استفاده کنید. دقت داشته باشید که هیچ‌گونه درزی نباید در قلیان وجود داشته باشد، چه در اتصال بدنه و تنگ، چه در اتصال سری و بدنه و چه در اتصال شلنگ و بدنه.

حال نوبت به سری قلیان می‌باشد. قبل از گذاشتن توتون در سری، آن را با آب شسته تا طعم تنباکوی قبلی از آن پاک شود. بنا به مدت زمانی که می‌خواهید قلیان بکشید، تنباکو درون سری قرار دهید. دقت داشته باشید که اگر می‌خواهید زیاد قلیان بکشید، تا یک حد معینی می‌توانید تنباکو درون سری قرار دهید. برای این‌کار، می‌بایست دو یا سه بار تنباکوی قلیان را عوض کنید تا شما به کام خود برسید. تنباکوها را قبل از گذاشتن درون سری، از یکدیگر باز نمایید تا موقع کشیدن، هوا به طور کامل درون آن‌ها به جریان بیفتد.

بعد از قرار دادن تنباکو در سری، بر روی آن یک فویل بکشید. اگر فویل‌تان بیش از حد نازک می‌باشد، آن را دو لایه کنید، ولی مراقب باشید که به طور کامل به یکدیگر چسبیده باشند و بین آن‌ها فاصله وجود نداشته باشد، در غیر این صورت موقع کشیدن قلیان، صدای نابه‌هنجاری به گوشتان خواهد رسید. حال می‌بایست روی فویل سوراخ ایجاد نمایید. برای این‌کار، از یک وسیله تیز مانند قیچی‌های کوچک استفاده نمایید. استفاده از سوزن زیاد مناسب نیست. سعی کنید سوراخ‌ها را به صورت خط‌های سه، چهار میلیمتری وارد کنید. سوراخ‌هایی که به وسیله سوزن ایجاد می‌شوند، به علت ریز بودنشان، کام واقعی قلیان را به شما نشان نمی‌دهند.

حال، همه چیز آماده است، ذغال‌ها را برداشته و بر روی سری بگذارید و شروع به کشی کنید

منبع : قلیون

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

چایخانه بهشت

 که در خیابان نظر قرار داره

تقریبا کنار مجتمع نوژان

محیطش تقریبا شبیه تخت سلیمون هستش(اگه رفته باشین)

کارگرای چایخانه غدیر اونجا هستند

و قلیوناش شبیه چایخانه فردوسی هستش(شبیه قلیون هکوم ولی میوه میزارن توش)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

چایخانه لحظه ها هر شب ساعت ۹

نقالی و شاهنامه خوانی داره برین حتما

 

در ضمن در قسمت نظرات نوشتند که:

من مهندس جعفری طراح و سازندۀ تخت سلیمان و دو سیب هستم که دستمزدمو ندادن.من که رازی نیستم شما هم به همایت از من اونجا نرین، ممنون
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

خبرهای جدید :

تنباکو هلو الواحه پیدا نمیشه یه بچه ها می گفت با بدبختی ۲۷۰۰ خریده

اطلاعیه:

دوستانی که قصد سفر به اصفهان را دارند بدونند که قیمت قلیان در اصفهان ۱۵۰۰ است

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

قلیان را باید گروهی کشید و بعضی به تنهایی کشیدن آن را خوب نمی دانند .

     ☺ اول باید بزرگترین فرد جمع شروع به کشیدن قلیان کند یا به عبارتی چاقش کند . اگر بزرگتر خواست می تواند این کار را به شخص دیگری منتقل کند .

     ☺ قلیان باید دور بچرخد و نوبت رعایت شود و هر کس نباید از اول و وسط و آخر حلقه یک دفعه قلیان را بگیرد .

     ☺ طرفی که شلنگ قلیان را از نفر قبلی می گیرد باید به نوعی از طرف مقابلش تشکر کند . عموما این تشکر زبانی نیست و با حرکت دست و یا این که دست خودش را به دست طرف مقابلش می زند انجام می گیرد .

     ☺ هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قلیان می کشند باید مقدار پک زدنش را تنظیم کند  طوری نباشد که به قولی بقیه معطل بمونن .

     ☺ همه افرادی که دور قلیان نشسته اند باید قلیان بکشند حتی به مقدار یک پک و اگر یک نفر اظهار کند که قلیان نمی کشد به بقیه بی حرمتی کرده است .

     ☺ هیچ کس نباید خود سر دست به زغال قلیان و شلنگ آن و سایر قسمت های آن بزند و هر تغییری در آن باید با رضایت اکثریت جمع باشد .

     ☺ با آتش و زغال قلیان نباید هیچ چیزی روشن کرد ( مخصوصا سیگار ) این کار به معنای توهین ناموسی به افرادی است که قلیان می کشند و در بعضی فرهنگ ها کسی که این کار را می کند خونش پای خودش است .

     ☺ بر روی زغال قلیان نباید جسم دیگری قرار داد و یا روی آن آب ریخت . با این کار دیگران می توانند از قلیان کشیدن صرف نظر کنند .

      ☺ قلیان را باید تا انتهای آن یعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشید .

      ☺ زمانی که احساس شد زغال قلیان جواب نمی دهد با توافق جمع باید اقدام به عوض کردن زغال آن کرد .

      ☺ هنگامی که قلیان چاق کن کله قندی ( زغال روشن و برشته و پوک نشده و یا بهترین زغال آتشدان ) را آورد بزرگ جمع باید به او انعام بدهد .

      ☺ کسی نباید در جمعی که قلیان می کشند کشیدنی دیگری مصرف کند . برای کشیدن سیگار و چپق و ... باید اندکی از جمع دور شد .

       ☺ با هر کسی شروع به قلیان کشیدن نکنید . قلیان حرمت خاصی دارد و باید با اهلش بنشینید .

       ☺ سعی کنید قلیان را در جایی بگذارید که دیگر نیازی به تکان آن نباشد زیرا در صورت تکان دادن زغال ها جا به جا شده و شما یک دفعه متوجه می شوید که کام قلیان پایین آمده است .

       ☺ برای تعارف کردن قلیان شلنگ آن را از انتهای دسته به سمت خودتان خم کنید و سپس آن را تعارف نمایید .

       ☺ قلیان را بسیار آهسته بکشید . از گرفتن کام های تند به شدت خود داری کنید . زیرا این کار سبب سوخته شدن سریع تنباکو خواهد شد .

       ☺ موقع خاج شدن دود از دهان آن را به هیچ عنوان به سمت کسی فوت نکنید . بهترین کار آن است که دود را به سمت بالا بفرستید .

       ☺ دور آخر شلنگ را به هیچ عنوان باز نکنید . همیشه بگذارید یک دور شلنگ دور قلیان باقی بماند و سپس شروع به کشیدن قلیان کنید .

       ☺ بهتر است دود قلیان را طوری از دهانتان خارج کنید که دود آن کاملا مشخص باشد و بهتر است دود قلیان را وارد سینه تان نکنید .

       ☺ بهتر است بعد از کشیدن قلیان چند لحظه ای بر روی صندلی یا تخت بنشینید زیرا اگر بلافاصله پس از کشیدن قلیان از جای خود بلند شوید ممکن است حالتان بد شود .

       ☺ هنگام اتمام کشیدن قلیان شلنگ آنرا حتا جمع نمایید و به هیچ عنوان آن را بر روی میز یا زمین پرتاب نکنید .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

آیا می دانید تنباکو چند نوع داریم:

۱.ساده

۲.گل

۳.سیب

۴.دو سیب

۵.سیب ترش

۶.توت فرنگی

۷.آلبالو

۸.قهوه

۹.شیر قهوه

۱۰.وانیل

۱۱.نارگیل

۱۲.گیلاس

۱۳.آنگور

۱۴.موز

۱۵.کیوی

۱۶.توت

۱۷.شاتوت

۱۸.چهل میوه

۱۹.نوشابه

۲۰.لیمو

۲۱.نعنا

۲۲.خیار

۲۳.طالبی

۲۴.هویج

۲۵.عسل

۲۶.پرتقل

۲۷.انبه

 

پر طرفدارترین قلیون های دنیا:

۱.قلیون های مصر

۲.قلیون های ایرانی

۳.قلیون های عربی

۴.قلیون های لبنان

۵.قلیون های یونان

۶.قلیون های رومانی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

 

 

شاید اگر از صد نفر سوال شود که یک ایرانی در خارج از کشور چه تفریحاتی می‌تواند داشته باشد کمتر از ده نفر قلیان را جزو تفریحات خارج از کشور نیز بدانند. در حقیقت اکثرا نمی‌توانند تصوری از بودن قلیان در کشورهای پیشرفته داشته باشند. اما قلیان یک تفریح فرامرزی است!

قلیان به واسطه نفوذ کشورهای عربی در قلب اروپا و هندوها در آمریکا بسیار سریع مشتریان خود را پیدا کرد. در اکثر شهرهای بزرگ اروپا می‌توان قهوه‌خانه‌های عربی و سفره‌خانه‌های سنتی ایرانی مجهز به قلیان! و رستورانهای پاکستانی را که با غذا قلیان نیز سرو می‌کنند پیدا کرد.


بیشتر مشتریان این مراکز اعراب و ایرانی‌ها هستند، هر چند که گه‌گاه می‌توان گروه‌های چند نفره پسران و دختران مو طلایی را در قلب تفرجگاه شرقی‌ها دید! می‌توان قلیان را از تفریحات سالم! آنطرف آب دانست. قلیان در نزد اکثر جوانان ایرانی و حتی خانواده‌هایشان محبوبیت خاصی دارد. حداقل در بین ما و باقی دانشجویان ایرانی که اکثرا به تازگی از ایران به خارج از کشور هجرت نموده‌اند قلیان یکی از اصلی‌ترین تفریحات موجود است.

محدودیت‌های اعمال شده در داخل کشور به ندرت در خارج از کشور دیده می‌شود هر چند که تمامی مراکز برای عرضه خدمات تدخین! ملزم به اخذ مجوز هستند.
از نظر تنوع محصولات می‌توان گفت تفاوت محسوسی بین طعم‌های موجود در ایران و خارج از کشور دیده نمی‌شود بجز در چند مورد مانند تنباکوی خوانسار و کاشان!!!

البته قلیان‌های موجود در کشورهای عربی از تنوع خاصی در تنباکو و ابزار آلات برخوردارند. پاتوق‌های قلیان‌کشی اکثرا در مناطق پر رفت‌وآمد قرار دارند و می‌توان چشم‌های متعجب جمعیت اروپایی که از کنار در قهوه‌خانه می‌گذرند را نظاره کرد. علی ۲۲ ساله و دانشجو می‌گوید: « قلیون جدا از لذت کشیدن بیشتر بخاطر جمع کردن افراد دور هم جالبه. شاید توان و طول عمر یک قلیون! دلیل اصلی این ماجرا باشه. برای قشر جوان در مقایسه با نوشیدنی‌ها یا خوردنی‌ها قلیون تنها چیزیه که می‌تونه اونها رو ساعتی مشغول دور هم جمع کنه.»


تهیه یک قلیان یا ذغال و تنباکو در شهرهای بزرگ کار دشواری نیست. اکثرا مغازه‌های عربی و پاکستانی تمام ادوات قلیان را در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند. با این حال شاید اخبار در مورد ضرر تنباکوهای شیمیایی خیلی‌ها را در مورد کشیدن قلیان دچار تردید کرده باشد. اما برای دو روز زندگی! این خبرها نمی‌تواند قشر جوان را از این تفریح لذت بخش جدا سازد.

 

برگرفته از مجله اینترنتی ۷سنگ

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران -واحد علوم پزشکی تهران

خبرگزاري دانشجويان ايران- واحد علوم پزشكي تهران
سرويس بهداشت ودرمان

یک فوق تخصص ريه به خانواده ها هشدار داد که علي رغم اينكه قليان علائم باليني اش دير ظهور مي‌كند اما مضرراتش از سيگار بيشتر است.
دكتر صمد قدرتي عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران در گفت وگو با خبرنگار سرويس بهداشت ودرمان خبرگزاري دانشجويان ايران واحد علوم پزشكي تهران گفت: توتون هاي استفاده شده درقليان علاوه بر مضرراتي كه مشابه سيگار دارند به خاطر مواد افزودني ديگري كه براي طعم بخشيدن و بو بخشيدن به آن اضافه مي شود ايجاد يك سري علائم حسايت چه به صورت پوستي وچه به صورت تنفسي مي كند و در پاره اي موارد باعث نمايان شدن آسم خفته در افراد مي شود.
وي افزود: قليان مي تواند روي سيستم قلبي، عروقي و ريوي تأثيرات سوء داشته باشد همچنین دود سيگار و قليان در مراحل اوليه باعث ايجاد تنگي درمجاري هوايي كوچك و به تدريج با افزايش ميزان مصرف باعث تنگي مجاري هوايي بزرگتر و تشديد تنگي نفس مي شود.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران ادامه داد: استفاده از تنباكو بدليل اينكه در مراحل اوليه اش تا چندين سال علائمي از لحاظ باليني ايجاد نمي كند افراد احساس مي كنند كه هيچ عارضه اي ندارد و حتي ميزان مصرفش را نيز زياد مي كنند درحالي كه سموم داخل توتون و تنباكو يك حالت تجمعي پيدا مي كنند و وقتي سطح سرميشان از يك حد معيني بالاتر رفت باعث ايجاد اختلال در نحوه تنفس، تعداد تنفس و تست هاي تنفسي مي شوند در نتيجه فرد علاوه بر اينكه دچار انسدادهاي مزمن ريوي مي شود مشكل آسم نيز به دنبالش اضافه مي شود و براي كنترل بيماريش نياز به اقدامات درماني بيشتري پيدا مي كند.
دكتر قدرتي با اشاره به اينكه معمولاً از قليان در جمع هاي خانوادگي و دوستانه استفاده مي شود گفت: مضررات استفاده از قليان براي خانه ها خصوصاً زنان باردار همانند استفاده از سيگار است و همان طور كه دود سيگار براي اطرافيان مضرر است دود قليان كه پدر يا مادر بكشند و درداخل محيط پخش شود همان اثرات سمي سيگار را براي كودكانشان به انضمام ناراحتي هاي حساسيتي كه ايجاد مي كند، دارد.
وی افزود: آمارها نشان مي دهد كه ميزان شيوع سرطان ريه، آسم و بيماريهاي انسدادي ريه در افرادي كه در معرض دود سيگارو يا قليان هستند نسبت به افرادي كه اصلاً در معرض دود قرار ندارند بيشتر است.
عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان گفت: مواجهه با دود توتون و تنباكو در كساني كه زمينه فاميلي آسم، كهير، حساسيت فصلي اگزما و يا سابقه مصرف يك سري داروهاي خاص دارند و يا كساني كه داراي بيماريهاي قلبي عروقي و ريوي هستند ريسك ابتلا و تشديد بيشتري دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

قلیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

یک قلیان.
یک قلیان.

قلیان وسیله‌ای آبی است برای کشیدن تنباکو که در خاور میانه و آسیای مرکزی متداول است. در فارسی به صورت قالیان و غلیان نیز ثبت شده و گاه نارگیلی نیز نامیده شده است. قلیان برای استفاده از دود حاصل از تماس ذغال گداخته و تنباکو است که به این عمل کشیدن قلیان می‌گویند.

فهرست مندرجات

 

 

 اجزاء قلیان

قلیان دشتی
قلیان دشتی

قلیان به صورت سنتی از چندین جز تشکیل شده که در دانشنامه ایرانیکا چنین ذکر شده‌اند.

۱ - بادگیر

۲ - سر قلیان یا سرپوش: محل قرارگیری تنباکو و ذغال گداخته.

۳ - تنه که می تواند فلزی باشد اما به طور معمول از چوب ساخته می‌شود.

۴ - میلاب

۵ - نی پیچ

۶ - کوزه که منبع آب است و می تواند به اشکال مختلف باشد از جمله به شکل نارگیل، یا به شکل ساده. جنس آن نیز می تواند فلز، سفال، شیشه یا کریستال و یا برنج باشد.

پیشینه قلیان در ایران

نشمی کماندار کار رضا عباسي.
نشمی کماندار کار رضا عباسي.
یک قلیان کش حرفه ای حدود سال ۱۲۰۰ ش.
یک قلیان کش حرفه ای حدود سال ۱۲۰۰ ش.
ناصرالدین شاه در حال قلیان کشی
ناصرالدین شاه در حال قلیان کشی

بنا بر دانشنامه ایرانیکا، تاریخ دقیق اولین استفاده از قلیان در ایران مشخص نیست. با این حال بنا به نوشته سیریل الگود (اگر چه وی مأخذ خود را ذکر نکرده است) «اولین بار ابوالفتح گیلانی (متوفی ۱۵۸۸) پزشک ایرانی دربار اکبر اول، سلطان مغول هند بود که دود تنباکو را از یک ظرف آب عبور داد تا آن را خالص‌تر و سرد نماید و از این طریق قلیان که در شبه قاره به حقّه معروف است را ابدا نمود.» در عین حال یک رباعی از اهلی شیرازی (متوفی ۱۵۳۵) به استفاده از قلیان اشاره می‌نماید و از اینرو پیشینه استفاده از قلیان را می‌توان به حداقل به دوران شاه طهماسب یکم صفوی بازگرداند و روایت ابوالفتح گیلانی را می‌توان شاهدی بر معرفی قلیان، که در ایران مورد استفاده بوده است، در شبه قاره هند دانست.

اولین تصویری كه از قلیان به وسیله هنرمندان ایرانی كشیده شده، احتمالاً ‌تصویر نشمی كماندار كار رضا عباسی، نقاش مشهور دربار شاه عباس بزرگ است، كه تا اواخر نیمه اول قرن یازدهم هجری زنده بوده است.

سیاحان اروپایی که به ایران سفر کرده‌اند از جمله تاورنیه که در دوران صفویه به ایران آمد به قلیان و کشیدن تنباکو در ایران اشاره کرده اند. از جمله وی نوشته است که «ایرانیان تنباكو را با دستگاهی كاملاً اختصاصی می‌كشند. در كوزه گلی دهان گشادی به قطر سه انگشت، تنه قلیانی از چوب یا نقره كه سوراخی در وسط دارد قرار می دهند، و بر سر آن مقدار تنباكوی نم‌دار با كمی آتش می گذارند، و در زیر قلیان سوراخ ممتدی است كه، در حالی كه نفس را بالا می كشند، دود تنباكو با شدت از امتداد سوراخ پایین آمده و داخل آب كه به رنگهای مختلف میآمیزد داخل می‌شود. این كوزه مرتباً تا نصفه آب دارد. دود كه در آب است به سطح می آید و هنگامیكه نفس را بالا می كشند، از نی قلیان دود به دهان وارد می‌شود. به واسطه آبی كه به قلیان می ریزند دود تنباكو تصفیه می شود و كمتر ضرر می رساند. والا با این همه قلیان كه می‌كشند، مقاومت برای آنها غیر ممكن است. ایرانیان زن و مرد، به طوری از جوانی عادت به كشیدن تنباكو كرده اند، كه كاسبی كه باید روزی پنج شاهی خرج كند، سه شاهی آن را به مصرف تنباكو می‌رسانند. می‌گویند اگر تنباكو نمی داشتیم چطور ممكن بود كیف و دماغ داشته باشیم.»

اولئاریوس نیز كه در سال ۱۰۴۶ در ایران بوده می‌نویسد كه «چندین گونه ظرف قلیان در ایران ساخته می‌شد. شیشه‌ای، كوزه ای، از جوز هندی (نارگیله)، كدوئی كه تا نیمه آب می شد و گاهی در آن عطر می‌ریختند».

شاردن، دیگر سیاح دوران صفوی، در سفرنامه خود می‌نویسد كه، شاه عباس بسیار كوشید تا از استعمال قلیان در بین مردم جلوگیری كند. برای این كار، روزی در مجلسی رسمی دستور داد كه به جای تنباكو قلیان مهمانان را با پهن چاق كنند، و سپس در حالیكه آنان مشغول كشیدن قلیان خود بودند گفت كه، این تنباكو را كه وزیر همدان برای من فرستاده است و ادعا می كند كه بهترین تنباكوی دنیاست، چگونه است؟ آنان همگی از این تنباكو تعریف كردند. آنگاه شاه خطاب به آنان گفت «مرده شوی چیزی را ببرد كه نمی توان آن را از پهن تشخیص داد». سرانجام كار مخالفت شاه عباس بزرگ با تنباكو به تحریم آن كشید، و هنگامیكه در گرجستان متوجه شد، سربازان او پول خود را صرف كشیدن تنباكو و توتون می كنند آن را ممنوع ساخت، و تجاری را كه توتون و تنباكو به اردوی او آورده بودند با تنباكوی خود یك جا سوختند، و سربازانی كه مرتكب كشیدن توتون و تنباكو می شدند بینی و لبانشان را می بریدند.

قلیان در دوران قاجار بخشی از ضرورتهای زندگی بود. اشراف و بزرگان در خانه های خود انواع قلیان نهگداری می کردند که بعضی از آنها جواهرکاری شده بودند. واقعه قیام تنباکو در دوران قاجار و در نتیجه فتوایی توسط میرزا حسن شیرازی مبنی بر تحریم مصرف و فروش تنباکو رخ داد.

قلیان در شعر فارسی

چنان که در بالا اشاره شد قدیمي‌ترین ذكری كه از قلیان در ادبیات فارسی شده یک رباعی از اهلی شیرازی است كه در سال ۹۴۲ هجری قمری در گذشته است.

بهرقلیان ز لب توه ور می گردد نی در دهن تو نیشكر می گردد
بر گرد رخ تو دود تنباكو نیست ابریست كه بر گرد قمر می گردد

بنابراین می توان گفت كه در سال ۹۴۲، یعنی ۲۹ سال پس از ورود پرتقالی‌ها به خلیج فارس، قلیان كشیدن در ایران رواج یافته است. شعرای دیگر قرن دهم هجری نیز اشعاری درباره قلیان دارند.

قلیان كه بر دست چو گل جای نمود هر دو بر او شمع نهد سر به سجود
گلزار دماغ شعله آشامان را سرچشمه آتش است و فواره دود
من و صد آه و افغان و، نی صد بوسه بر لعلش هزاران پیچ و تابم داد از این قلیان كشیدنها

 انواع تنباکو

در ایران انواع تنباكو مانند تنباكوی بنیاد، برازجان، كاشان، بوشهر و غیره وجود دارد كه بیشتر آنها به نام شهرهایی است كه تنباكو در آنجا كشت می‌شود. همچنین در دهه‌های اخیر تنباکو با طعم‌های میوه‌ای نیز به بازار عرضه می‌شود که به صورت صنعتی تولید می‌شوند. طبق بررسی‌های به عمل آمده قلیان اگر با تنباکوهای میوه‌ای (توتون هایی که به روش شیمیایی به عمل آمده و دود آن بوی میوه می‌دهد) به عمل آمده باشد خطرناک و ضرر آن از ضرر سیگار بیشتر است. چون دودی که وارد ریه می‌شود دودی است که محصول مواد شیمیایی میباشد. اما قلیان‌های سنتی (قلیان هایی که در آن از تنباکوی معمولی مانند تنباکوی «بنیاد» و تنباکوی «برازجان» استفاده می‌شود) در دوران گذشته و حال مورد استفاده بوده و ضرر ناچيز و نفع بسياري دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

امروز خبر های خوب رسید چایخانه ها باز شده

برین حالشو ببرین حداقل این غدیر که به خاطرش وبلگ زدم باز شد

 چایخانه

چای هاش با طعم البالو شده

قلیوناش هم شده ۱۰۰۰ تومن برو حالشو ببر

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

متاسفانه دیگر نمی دهند

البته تمام این حرفهایی که می زنم مال یک هفته پیش و

از الان اطلاعی ندارم

داشتم می گفتم دیگه قلیون توی فاطمیه هم نمی دهند

یه جای دیگه پیدا کردیم البته تاکید می کنم این حرف مال یک هفته پیش هستش

داشتم می گفتم یه جای دیگه پیدا کردیم کنار گلزار شهدا  وکنار زیر بندسازی سعید

تابلو هم نداره و فقط صبح ها میده

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

پس از آنکه سامان به ما گفت که بروید شهدا چایخانه باز شده

و ما رفتیم دیدیم بسته و ژس از اینکه مسلم گفت که در حکیم نظامی یکی باز شده و

بعد معلوم شد سروش چایخانه بهشت را میگه

من وعلیرضا به سروش رفتیم و یک چایخانه به  نام فاطمیه پیدا کردیم 

بوی قلیان از صد متریش میومد  قلیانی ۱۰۰۰ تومان بود

واقعا حال کردم بچه ها عید قلیانی تون مبارک سال ۸۷ بهترین ساله چون میگن سالی که نکوست از زمستونش پیداست 

قلیان

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

ایسکانیوز گزارش می دهد: برداشت های متفاوت اجرای طرح برخورد با حذف قلیان و دخانیات در قهوه خانه ها تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: با اینکه مسئولان دولتی خواستار توقیف اجرای طرح برخورد با حذف قلیان و دخانیات در قهوه خانه ها را لغو کردند اما به نظر می رسد که این موضوع چندان باب میل مردم و برخی مسئولان نیست. به گزارش روز سه شنبه خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز"، با اجرای طرح برخورد با صرف قلیان و دخانیات در قهوه خانه ها و سفره خانه های سنتی از سوی نیروی انتظامی بازتاب های متفاوتی را در بر داشته که در این گزارش به آن می پردازیم. از آن جایی که مصرف قلیان و دخانیات رابطه مستقیمی با سلامت جامعه به خصوص در جوانان دارد در ابتدا به سراغ مسوولین بهداشت و درمان جامعه رفتیم. شهریاری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان با تاکید بر اینکه مساله قلیان و دخانیات تهدیدی جدی برای سلامت جوانان محسوب می شود، خاطر نشان کرد: وجود این موارد در اماکنی مثل قهوه خانه ها و سفره خانه ها زمینه گرایش بیشتر افراد را به این پدیده خطرناک مهیا می کند که در این راستا با تصویب برخورد با این معضل در شورایی که کلیه مسوولین از وزارت بهداشت و درمان گرفته تا نیروی انتظامی و مسوولین صنوف و اتحادیه های مربوط به آن تصمیم گرفته شده نیروی انتظامی به عنوان ضابط و مجری قانون با صنوف متخلف برخورد کند. وی همچنین به خبرنگار ایسکانیوز گفت: نمی توان گفت که همه کارکنان قهوه خانه ها با اجرای این طرح بیکار شدند چرا که در این اماکن فقط صرف قلیان نیست که با عدم آن این افراد بیکار شوند گرچه ما معتقد هستیم که دولت باید در این موضوع با ارائه وام هایی برای این افراد زمینه تغییر شغل آن ها را مهیا سازد. یک متخصص بیماری های قلبی- عروقی هم با بیان اینکه دخانیات به ویژه قلیان تاثیر منفی در سلامت بدن ایجاد می کند، گفت: آسیب های ناشی از مصرف قلیان 40 برابر مصرف سیگار است این در حالی است که مردم به سبب عدم آگاهی، فکر می کنند مصرف آسیب های ناشی از آن کمتر از مصرف سایر دخانیات است. سید محمد رحیمی افزود: کشور ما به لحاظ جوان بودن، مستعد گرایش به مصرف دخانیات و مواد مخدر است که این عامل روند افزایش بیماری های قلبی- عروقی را افزایش داده است. سردار حسین آبادی، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی هم اظهار داشت: بسیاری از افراد که گرایش به مواد مخدر پیدا می کنند از سیگار و قلیان شروع می کنند بنابراین باید در ابتدا جلوی زمینه های گرایش را گرفت که طرح برخورد با صرف قلیان در قهوه خانه ها هم می تواند تاثیر زیادی داشته باشد. رئیس پلیس اداره نظارت بر اماکن ناجا با اعلام اینکه با شروع این طرح خوشبختانه با استقبال خود قهوه خانه داران مواجه شدیم، گفت: به طوریکه تعداد اندکی از این اماکن پلمپ شد. وی اظهار کرد: خود اتحادیه ها هم همکاری خوبی با دستگاه انتظامی داشتند که این امر حاکی از استقبال آن ها از این طرح است. به گزارش خبرگزاری ایسکانیوز، مردم همزمان با اجرای برخورد با صرف قلیان و دخانیات در قهوه خانه ها و چایخانه ها استقبال کرده و خواستار تداوم آن بوده اند. ریحانه بهزادی به خبرنگار ایسکانیوز گفت: من دارای دو پسر جوان هستم که یکی از دغدغه های مهم من، جلوگیری از گرایش فرزندانم به اعتیاد است. وی افزود: بسیاری از جوانان با حضور در قهوه خانه ها و رستواران های سنتی بدون آنکه مضرات قلیان را بدانند اقدام به مصرف آن می کنند که متاسفانه خطر اعتیاد آن ها را تهدید می کند. این مادر 47 ساله ضمن اظهار خرسندی از اجرای این طرح خاطر نشان کرد: وجود فضای ناامن و مستعد اعتیاد، والدین را بیش از پیش نگران می کرد که خوشبختانه با اجرای طرح، کمتر نگران هستم. بهزادی همچنین از مسوولین خواست با افزایش محیط های ورزشی – فرهنگی- تفریحی، زمینه های شادابی جوانان را مهیا سازند. آرش جعفری یکی از جوانان که در قهوه خانه حضور داشت در خصوص اجرای این طرح به خبرنگار ایسکانیوز گفت: بسیاری از جوانان ناخواسته و بدون اینکه بدانند قلیان چه خطراتی برای سلامت آن ها دارد، اقدام به مصرف آن می کنند. وی اظهار داشت: متاسفانه در فرهنگ بومی ما گرچه قلیان وجود داشته اما افرادی مصرف می کردند که سن آن ها زیاد بود این در حالی است که امروز جوانان به آن سوق پیدا کرده اند. این جوان 21 ساله عدم اطلاع رسانی به موقع در خصوص برخی معضلات در جامعه را مهم ترین علت گرایش افراد جامعه به آن است. جعفری نبود کافی اماکن تفریحی مناسب با سن جوان ها را هم مهم ترین دلیل گرایش جوانان به مصرف دخانیات و مواد مخدر دانست. بر اساس این گزارش که حاکی از استقبال مردم از اجرای این طرح بوده بیانگر این موضوع است که قلیان یک پدیده مضر برای جامعه است که باید آن را از جامعه حذف کرده و چیزهای مفید دیگر را جایگزین آن کرد. گرچه تعدادی بنا به اظهار خودشان بیکار شدند اما اجرای این طرح، مهم تر از بیکار شدن معدود افرادی است که باید دولت برای اشتغال آن ها برنامه ریزی کند./05 / 146/120
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد نسخه چاپی
تهران: 17:22 08/11/1386  کدخبر: 175875-05-861108
سرویس: سیاسی نوع مطلب: خبر

در نامه‌ای به رییس‌جمهوری
30نماینده خواستار تـوقـف بـرخـورد بـا قـهـوه‌خـانـه‌ها شدند
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: 30نماینده مجلس در نامه‌ای به رییس‌جمهوری، توقف هر گونه برخورد با قهوه‌خانه‌ها را خواستار شدند.

به گزارش روز دوشنبه گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" در نامه نمایندگان مجلس به رییس جمهوری آمده است:
ضمن تقدیر از موضع جنابعالی در جلسه‌ مورخ 16/10/86 هیات دولت درباره تاکید بر ضرورت برخورد نکردن با قهوه‌خانه‌ها و دستور مورخ 30/10/86 در پاسخ به نامه‌ یکی از نمایندگان مجلس مبنی بر اقدام فوری در خودداری از برخورد و اعلام نتیجه توسط وزیران "کشور" و "بهداشت، درمان و آموزش پزشکی"، بدین وسلیه به استحضار می‌رسد:
لازمه‌ برخورد علمی و منطقی در مورد قهوه‌خانه‌ها بایستی با توجه به کارکردهای آشکار و پنهان آن‌ها باشد. قهوه‌خانه‌ها در ایران با قدمتی طولانی همواره پذیرای اصناف، معتمدین و هیات‌های محلی جهت استراحت، تفریح، رتق و فتق امور و انجام کارهای خیر مانند تهیه‌ جهیزیه و کمک به نیازمندان و هم‌چنین محلی برای جشن‌های مذهبی و ملی و جلسات ادبی و شعرخوانی و در بعضی موارد به عنوان مرکز اعتراضات مردمی علیه حکومت‌های خودکامه در گذشته بوده‌اند.
این مراکز که در مواردی از جاذبه‌های گردشگری نیز محسوب می‌شوند، در سنت‌های ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارند. کارکردهای پنهان آن‌ها نیز شامل مواردی مانند پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و گذران اوقات فراغت با هزینه‌ای ناچیز است که در حال حاضر جایگزینی برای آن تعریف نشده است. به همین دلیل هر گونه اقدام درباره‌ی قهوه‌خانه‌ها بایستی با دقت و برنامه‌ریزی حساب شده و فرهنگ‌سازی مناسب انجام پذیرد. برخورد نسنجیده منتهی به تعطیلی واحدها و نهایتا بیکاری صنفی می‌شود که مجوز لازم اعم از پروانه‌ی کسب و تاییدیه اداره‌ی اماکن و بهداشت را دادند.
ضمنا این اقدام با مواد 7 و 11 قانون جامع کنترل و مبارزه‌ی ملی با دخانیات نیز مغایرت دارد؛ زیرا قهوه‌خانه‌ها و سفره‌خانه‌های سنتی از مکان‌های دارای پروانه عرضه هستند.
در طول مدت برخورد، اخبار نگران‌کننده‌ای از انتقال قلیان‌ها به منازل و توسعه‌ی مصارف به سایر اعضای خانوار و بدآموزی کودکان و نوجوانان و سایر ناهنجاری‌های غیر قابل کنترل می‌رسید که جای تاسف فراوان داشت.
ضمن سپاس مجدد خواهشندیم در اسرع وقت اقدامات زیر صورت پذیرد:
1ـ اجرای سریع دستور جنابعالی مبنی بر توقف هر گونه برخورد توسط وزارت کشور، ناجا و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با قهوه‌خانه‌ها تا اصلاح آیین‌نامه‌ی اجرایی؛
2 ـ حذف کلمه‌ قهوه‌خانه‌ها از بند هشت ماده یک آیین‌نامه‌ اجرایی قانون جامع کنترل و مبارزه‌ ملی با دخانیات مصوب هیات وزیران؛
3 ـ در ادامه‌ ماده‌ 13 آیین‌نامه مذکور اضافه شود: قهوه‌خانه‌ها و سفره‌خانه‌های سنتی جزو فروشندگان مجاز هستند؛
4 ـ در صورت نیاز می‌توان در ضمن تبصره‌ الحاقی به همان ماده، مواردی مانند عرضه‌ قلیان‌های میوه‌ای و غیر سنتی در این اماکن را ممنوع کرد و یا در موارد دیگر به مرور زمان اقدامات تشویقی و حمایتی لازم را برای تغییر کاربری قهوه‌خانه‌ها پیش‌بینی کرده و دادن مجوز جدید را ممنوع ساخت.
توفیقات دولت محترم را برای خدمت به همه‌ اقشار جامعه از پیشگاه ایزدمنان خواهانیم.
به گزارش ایسکانیوز، این درحالی است که براساس گزارشها رییس پلیس اداره نظارت بر اماکن ناجا با بیان اینکه طرح برخورد با صرف قلیان و دخانیات در قهوه خانه ها و چایخانه ها ادامه دارد، گفته است: در خصوص توقف این طرح تاکنون هیچ ابلاغیه ای به نیروی انتظامی ارسال نشده است./131/125

خبرنگار:131
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد نسخه چاپی
تهران: 15:06 07/11/1386  کدخبر: 175505-03-861107
سرویس: اجتماعی نوع مطلب: مصاحبه

یک نماینده مجلس در گفت و گو با ایسکانیوز:
دولت حق توقف اجرای طرح برخورد با مصرف قلیان و دخانیات در قهوه خانه ها را ندارد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ممنوعیت مصرف قلیان و دخانیات در قهوه خانه ها و چایخانه ها با تصویب مجلس صورت گرفته است گفت: دولت نمی تواند از اجرای این طرح جلوگیری کند.

شهریاری عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، با اظهار

 

 

گیر نده دیگه !!! ما این قدر خوشحال شدیم

حالا زدی تو حالمون

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

 دستور احمدی نژاد درباره آزادی قلیان

آفتاب: شورای اصناف كشور از دستور رییس‌جمهور به وزیران كشور و بهداشت و درمان برای توقف در برخورد با قهوه‌خانه‌داران برای استفاده از قلیان خبر داد.

سایت شورای اصناف كشور با انتشار نامه‌ای اعلام كرد كه در پی اعتراضات قهوه‌خانه‌داران به این طرح به خصوص در تهران و تبریز و همچنین تذكر دو تن از نمایندگان تبریز در مجلس شورای اسلامی رییس‌جمهور دستور داده است كه «از برخورد خودداری كنید و اعلام نتیجه نمایید».

عباس اعلایی، رییس اتحادیه قهوه‌خانه‌داران تهران، درباره این دستور رییس جمهور به ایسنا گفته است: من به عنوان رییس اتحادیه قهوه‌خانه داران تهران و به نمایندگی از اتحادیه قهوه‌خانه داران کشور اعلام می‌کنم ما طبق روال همیشگی مطیع دستورات اداره اماکن و نیروی انتظامی در مورد رعایت کامل تمامی موازین اسلامی و قانونی در محل کارمان هستیم و تمامی اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌های صادره را پذیرفته و اجرا می‌کنیم و متعهد می‌شویم با هرگونه تخلفی برخورد شود.

وی پیش از این گفته بود: اگر حتی اجازه سرو غذا به قهوه‌خانه‌داران داده شود این كار به هیچ عنوان نمی‌تواند برای آنها سودآورد باشدع چراکه با توجه به تغییر ذائقه مردم، آبگوشت را بیشتر از 1500 تومان نمی‌توان عرضه كرد و بالاترین قیمت چای هم 100 تومان است، بنابراین درآمد اصلی قهوه‌خانه‌ها كه ارائه قلیان بود با اجرای این طرح از دست رفته است.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

جالبه اگه بری دم یه دونه دکخ روزنامه فروشی ومجله هاش را نگاه کنی می بینی تومش عکس گلزار یا مهناز افشار یا حمید گودرزی ولی هیچ وقت نمی تونی عکس یه قلیون یا عکس از یه دست شویی یا عکس از دل و روده انسان را ببینی چرا ؟؟چرا؟؟؟
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

دوستان شرمنده اخلاق ورزشکاریتونم

من فعلا امتحان دارم نمی تونم up کنم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

که ناگهان جرقه ای بر روی رختخواب درون غار افتاد

رختخواب آتیش گرفت مرد فریاد زنان به سمت

در خروجی غار رفت ولی ناگهان یادش به آتش افتاد

برگشت و مقداری از برگهای نعنا را به سمت آـش گرفت

وگرفت جلوی دماغش  ودید سرش داره گیج میره

حال کرد بعد دوباره این کار را کرد این قدر این کار رو کرد تا از حال رفت

ونزدیک بود بالا بیاره .

مرد یه کم ترسید  و دوید بیرون نفسش تازه شد

بعد تازه یادش آمد که خونه اش آتش گرفته ولی حداقل راه آتش درست کردن را فهمید

یکماه بعد خانه مرد عوض شده بود دیگر آتش همیشه بود

یک روز مرد اولیه برگهای سبزی را برد وبر روی پشت شروع به خوردن کردی

ومقداری از آن را بر پشت بام جای گذاشت چند هفته بعد انسان اولیه برایدیدن ستاره ها  به پشت بام رفت و برگ ها را آنجا دید

برگ ها را با خود به خانه برد و در آب جوش ریخت

و بعد از غذا مقداری از آن خورد وقتی خورد دید یکم تلخ است ولی خوب حسی بعد از غذا داره

برای تلخی آن فکری کردی و دو حبه نبات در آن انداخت ودر دل خود گفت به همین راحتی

واسم آن را گذاشت چای نبات.

سالها گذاشت انسان اولیه دیگر شده بود انسانهای اولیه و همه عاشق بوی دود

نعنا بودند و انسانهای اولیه این نیاز را در خود حس می کردند که باید

مکانی برای تولید دود نعنا درست کنند وگرنه زنهای اولیه با جارو های اولیه

مرد های اولیه را به بیرون از خانه پرتاپ و دیگر آنها را به خانه راه نمی دهند

هم زمان با این اتفاق  آفتابه مسی اختراع شد

و یکی از انسانهای اولیه نعنا را بر سر دهانه و مقداری ذغال بر آن بگمارد

و اندکی آب در آن ریخت وشروع به کشیدن کرد وو دید عجب حالی می ده

یک سال پس از این اتفاق این مرد اولیه آفتابه های خود را به تولید انبوه

Iso 9001رساند واختراع خود را به ثبت رساند و در سال های بعد گواهی 

خود را گرفت ودر محل حفره 20/3 سانت(مراجعه شود به پست قلیانهای اولیه قسمت اول)

افتابه خانه ای به نام غدیر زد .

طولی نکشید کلیه مردان اولیه پس از این که از شکار آهو و نهنگ می آمدند همه به

آفتابه خانه غدیر می رفتند.

مرد اولیه برای زیبایی آفتابه خانه اول  آفتابه های شیشه ای وسپس تنگ ها ی شیشه استفاده

کرد و به جای لوله  آفتابه از نی استفاده کرد

چیزی نگذشته بود که بهداشت از راه رسید و به مرد اولیه گیر داد وگفت با ید از

دهنی های پلاستیکی استفاده کنید ودلیل این کار را شیوع ایدز

می گفتند مرد اولیه رفت واز سوپر مارکت اولیه مقدار ی دهنی خرید

هنوز این کار تموم نشده بود که  اداره اماکن بهش گیر داد که

ورود افراد زیر 18 سال  وافراد شرور

ومعتاد ممنوع است

مرد اولیه به تایپیست اولیه گفت که یک ورقه برای او بنویسد

تا اینگونه افراد نیایند

این کار هم تمام نشده بود  که اداره فرهنگ گیر بهش داد وگفت:اسم

آفتابه خانه باعث زشتی شهر شده واین یکی از مصادیق بی حرمتی به شهروندان است

و مرد اولیه را 5000 هزار تومان اولیه  جریمه کرد

مرد اولیه در این فکر بود که اسمش را چه چیزی بگذارد

مسابقه ای طراحی کرد و در برنامه نود تبلیغش را گذاشت به این منوال:

اسم آفتابه خانه می خواهد عوض شود به نظر شما چه باشد بهتر است

۱-چایخانه غدیر

۲-قهوه خانه غدیر

۳-سفره خانه سنتی غدیر

۴-قلیان خانه غدیر

۵-خانه ای از شن و مه

۶-قل قل خانه

نظرات خود را به شماره 300090 ارسال نمایید

به قید قرعه به 5 نفر 5 قلیان الفاخر

جایزه داده می شود

مسابقه برگزار شد واسم به چایخانه غدیر تغییر کرد

  

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

رفتم مغازه عموم  آخه یه عمو هام از (چی می گن بهش)پادگان یا هر چی دیگه

اومده بود منم کلاهش را گذاشتم سرم بعد هم یه عکس  گرفتم

جناب سروان بابک

الانم یه عکس می گذارم  برین حالشو ببرین این عکس را

سامان پیشنهاد داد بگیرم

قضیه اش هم اینه که رفتیم زیر پل فردوسی قلیوون درست کردیم

وچون اونجا تاریک بود سامان گفت یه عکس از ذغال ها بگیرم

ذغال قلیان

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

ساعت ۱۵/۷ خونه بابک : ووووووو وووووو ووووووو (صدای ویبره موبایل)

:الو (با صدای خواب آلود ) بله

از پشت گوشی صدا میاد: بابک پس تو کوووجای

:الو مسلم تویی

:آره میگم پس تو کوووجایی؟؟؟

:خونه ام

:کوه نمیای

:ااااااا راست میگی  . سامان کوجاست ؟؟

:داره میاد

:باشه من الان میام دم نمایشگاه رضوانی راستی یه زنگ به آرمانی بزن

:باشه

۲۵/۷ نمایشگاه رضوانی

بابک :سلام

مسلم : سلام

ب:آرمانی کووو

م :زنگ زدم نیومد گفت بابام نمیزاره (میگه باید بشینی خونه درس بخونی !!!!!!!!!!!! )

ب:باش  بریم

۲۶/۷ کنار خیابوون منتظر تاکسی

ب:دروازه شیراز

ویژژژژژژژژژژ تاکسی می ره ...

ب:در وازه شیراز

غیژژژژژژژژژژژ پیکان می روه ...

۳۵/۷ بلاخره تاکسی می یاد وبابک ومسلم سوار تاکسی به دروازه شیراز

می رن

وووووو  ووووووو  وووووووو

ب: مسلم سامانه

م: بگو داریم میایم

بابک گوشی را بر میدارد

:بله  بهههه   چ......

سامان: چ.....

بعد هردو می خندند

ب:داریم میایم

س:می خواستم بگم آتش زنه برای زغال بگیرین کبریت هم بگیرین

ب: نمی تونیم ما الان سر دروزاه شیرازیم در ضمن آتش زنه یامرده؟؟؟

س: نامرده   .  پس بیاین سر پله هست که کنار ترمینال صفه است . من میام اونجا

ب:باش

س: خدافسسسسسسس

ب:خدا فسسسسسسس

مسلم :چی میگه

 

ب: میگه آتش زنه   با کبریت بخرین

م :می خواستی بگی این جا نیست

ب:گفتم

م:بریم

ب :نه یه دیقه وایسا  بیبینم بچه های توی کلوب دانشگاه این جا هستن یا نه

م:مگه می شناسیشون

ب:نه

مسلم می خنده ومیگه :حالت خوبه

ب:نه

۴۳/۷ دقیقه پل کناره ترمینال صفه 

م:چه سرده

ب:چه گرمه

م:کاپشنت رو بده به من

ب: بیا مال تو ولی بعد باید کاپشنم رو بیاری ها

 

Click for Full Size View

م:باشه

۴۸/۷ سامان با کوله باری از نیکوتین می رسه

ب:سلام قیلووون رو اووردی

سامان:آره

ب:دمت گرم بریم که بریم

سامان: صبر کن میلاد هم داره میاد . تو راس .

---

۱۳/۸ شیر سنگی کوه صفه

سامان:بابی یادته این جا اوومدی بپری ما مغز اوومدی زمین ؟؟

ب:با مغز که نه با ...... بریم ببینم کدوم این مغازه ها ذغال داره

۲۷/۸ اولین مغازه که نرسیده به باغ وحشه

ب: آقا ذغال دارین

مغازه دار:بله

و یه بسته ذغال جکسون میاره

ب:نه آقا ذغال جکسون نمی خوام

مغازه دار یه بسته ذغال لیمو درجه 1 میزاره جلومون

و میگه :بفرما

ب:آتش زنه هم دارین

مغازه دار:آتش زنه چی چیه؟؟؟؟

ب:همینا که باش آتیش روشن می کنن چی بود اسمش ؟؟؟؟؟ هان نفت جامد

مغازه دار :نه نداریم

ب:باش  خدافسسسسسسسس

ب:راستی یادم رفت چقدر میشه

مغازه دار:1000 تومن

بابک :سامی من امروز 3000 تومن بیشتر نیووردم

سامان :باشه بابا من میدم

۴۶/۸ مغازه های کنار باغ وحش

سامان :بو میاد ( این جمله ایه که هر هفته وقتی به این جا میرسیم سامان میگه . راستی چرا ؟ )

دوباره سامان :بو میاد

بعد همه با هم می خندیم آخه هر موقع میایم اینجا سامان میگه بو میاد

چون مغازه دار ها جلو مغازه را تمیز نمی کنند  


 

ب:چی می خورین؟

س:من یه رانی

میلاد (پسر عمه ی سامان ):من چیزی نمی خورم

ب :منم نسکافه با هابای  مسلم تو چی

م: منم نسکافه با های بای

ب:پس پیکا رو بیان بالا

خوردیم و یک آتش زنه هم گرفتیم و رفتیم بالا

و میلاد هم چنان داره با هدفونش حال میکنه .

۱۶/۹  اول پله ها

ب: سامان بریم  حرم؟؟؟؟

سامان رو به میلاد :زهر مار دوباره شروع کرد

س :نه اینجا پاسدار داره

روی دیوارک برق کوه صفه نوشته :   "اینجا حرم راز

است وشهیدان پاسداران آن  "   وبابک هر دفعه به سامان میگه

بریم حرم و بعد اگه سامان جواب نده میگه نه اینجا پاسدار داره

۳۳/۹ کنار قبر شهدای گمنام

 ب :ساعت چنده سامان؟؟؟؟

س:  ۳۴/۹ دقیقه

ب:بههه ما رو باش هر هفته میایم کوه به خیال اینکه ساعت ۳۰/۷ میایم

۹/۳۵ علیرضا به بابک زنگ می زنه

علیرضا:کوووجایی بابک جون

 ( علیرضا با دوستان دیگرش ساعت۳۰/۴ کوه بوده )

ب:رو شهدای گمنامیم !

علیرضا :چیزی هم با خودتون اوردین

ـــ بابک یه عادتی دارد وآن این است که در هر شرایطی وحتی

بهترین دوستش را محک می زنه 

ب:نه

علیرضا :اه چه بد

ب:میای با ما

علیرضا :نه قربونت

ب:حالا تو کووجایی

علیرضا: منم پنج قدمی شهدای گمنامم

وبابک علی رو با دوستاش می بینه همه با هم سلام علیک می کنن

وعلیرضا می پرسه نیووردین؟؟

سامان میاید بگه ،  بابک با ابرو اشاره ای می کنه

بعد بابک وسامان باهم میگن :نه نیووریم

علیرضا :خب باشه قربانت خوش بگذره

بعد بابک در حینی که داره می روه در کیف سامان رو باز میکنه

وانگشت شصتشو به نشانه پیروزی به علیرضا نشون می ده !

وبعد علیرضا که در مقابل کار انجام شده قرار گرفته خداحافظی

می کند و می رود...

ساعت ۴۰/۹ ما رسیدیم به چشمه اول وپیچ را دور می زنیم که ناگهان صدا میاد:

سلام برنامه امروز رو با آهنگ جدیدی از آمین شروع می کنیم و بعد صدای یاس و بابک و سامان و میلاد با هم

می گن :

یا یا یاااااس ،

بزار دلمو بدمو برمو بخونم اینو با تو برمو به همه بگمو بدونی بی تو کسی خاطر تو رو نمیخواد به جز من اگه نه بگی مجبورم تو رو بدزدم ...  


 

زمان می گذره ساعت 48/9 است و ما به دو راهی رسیدیم ومسلم با ما همراهه

وهمه با هم به منطقه 16 می رویم جایی که براساس فیلم (تپه ها چشم دارند - The Hills Have Eyes )

خیلی خطر ناکه


 این هم نقشه ی منطقه ۱۶ :

 

 Click for Full Size View

 

Click for Full Size View


ساعت 1/10

بابک، سامان ، مسلم و میلاد به جایگاه منطقه 16 رسیده اند

مسلم:من تشنمه

ب:این آب چشمست

ب:سامان کبریت نگرفتیم

سامان: آره  ده !

از یه پیرمرد بابک فندکش را می گیرد وبه آنها تعارف قلیان می زند

بعد زغالها را در آتش گردان می ریزد و می چرخاند

Click for Full Size View

آهنگ ها یکی پس از دیگری play میشد

محسن نامجو شجریان  افتخاری   gipsy king فرامرز اصلانی

فرهاد و چند تا رپ از یاس و zed bazi خلاصه همه شاد بودند

سر مست و همه حال می کردند و عکس می انداختند

Click for Full Size View

تااینکه:  توجه توجه

خواننده وبلاگ از اینجا به بعد داستان خطر ناک می شود

و وارد مرحله جدیدی می شود پس لطفا کمربند خود را ببندید

واز خواندن این مطلب توسط بیماران قلبی و افراد زیر 12 سال جلو گیری کنید

قلیون یکی پس از دیگری کشیده می شد و از فردی به فرد دیگر انتقال می یافت

Click for Full Size View

ساعت 15/10

----2 تا پسر اومدند و از جلوی ما رفتند---- 

سامان گاهی از هدفون میلاد آهنگ گوش می داد وگاهی با بابک

ومسلم

ساعت 36/10 

مسلم وسامان و میلاد میرن دست به آب

وبابک در تنهایی قلیون می کشه

سامی ، مسی و میلی همه شاد وشنگول بر می گردن

ساعت 49/10

بابک  از سامان می پرسه :کجا رفتین فلان ؟؟

سامان:برو یه کم جلوتر پشت یه تخته سنگ

بابک به جلوترا رفت که ناگهان بویی احساس کرد

و فهمید اونجاست و بابک هم شادمان برگشت

ساعت 56/10 وووو وووو زنگ موبایل  مسلم به صدا در آمد

زنگ همان و گم شدن مسلم همان... ( منظورم اینه که رفت تو حس ... )

59/10

سامان با میلاد از راه دور به یک قوطی سنگ میندازن

بابک هم وارد بازی می شه 

سامان 5 بار قوطی رو می زنه و بابک و میلاد نمی تونن

بابک مسلم رو در حال صحبت با گوشی می بینه و سنگی برمی داره  و اونو می زنه

بعد هم می گه:ااااا ببخشین حواسم نبود

ساعت 56/11 دقیقه

سامان :بچها  این پسرا نیوومدندااااا

بابک :راست میگیا این جاده که آخرش اینجاست . پس کوجان اینا ؟؟؟؟؟؟؟؟

میلاد:آره ده !

همه تصمیم می گیرند به دنبال اونا برن

اونا اصلا فضول نیستند فقط قصد خیر دارن !!

بابک :مسلم بیا بریم

مسلم :کوووجا؟؟؟

بابک :دنباله دو تا پسره

مسلم:بریم

راه سخت می شه و ما می ریم و از هیچ چیزی باکی نداریم

مسلم جلو و بابک عقب میاد و مواظبه که قلیون در ساک نشکنه

سامان: پس اینا کووجان ؟؟؟

بابک :لامصبا نیستند

بابک :مسلم راه داره بد میشه  فکر نکنم راه از اوونور باشه نریم دیگه

مسلم :نه بابا راه  هست بیاین بالا 

بابک :باش

20/12 دقیقه

هر لحظه لیز می خوریم وکار  شوخی شوخی جدی می شه

بچه ها یه جا پیدا می کنن ومیشینن  و عکس می گیرن

 

 

 

 

Click for Full Size View

 

 

 

 از اینجای داستان نویسنده عوض می شود و بشنوید

از سامان

 سامان برو

يه نگاهي انداختيم به بالا . هنوز راه مونده تا برسيم به بالا

یه صدای بلندی از پایین اومد
 يه قسمتي از پايين ريزش کرد و راه بسته شد.
يه نگاهي انداختيم پايين .  يه نگاهي به همديگه کرديم
هيچ راه برگشتي نيست .
راه خراب شده بود و شيب 10 برابر.
گفتيم چاره اي نيست ميريم بالا .
مسلم : مطمئنم بالا راه داره واسه پايين و پشت کوه . چون اون دو تا پسره رو که تو راه نديديم.
پس حتما راهي هست .
همگي : آره . راست ميگي . پس  بريم بالا که ديگه گشنمون شده
رفتيمو رفتيم . هر چي ميرفتيم بالاتر شيب زيادتر ميشد
مسي جلو ميرفت . سامي و بابي و ميلي هم پشت سر مسي.
مسلم فاصلش زياد مي شد از ما . تقريباً 4 - 5 دقيقه اي از ما فاصله داشت
اون رسيد بالا
همه وايساديم تا مسلم بهمون بگه اون بالا چه خبره .
ديديم چيزي نميگه
هر چي صدا ميزديم جواب نمي داد.
هر جوري بود خودمونو رسونديم بالا . مسلم وايساده اون جلو و زل زده به پايين .
رفتيم کنارش وايساديم .
سامان - بابک : !!! shiit

تعجب سامان و بابک ومیلاد


غير ممکنه
وايساديمو فقط پايينو نيگا ميکرديم .
هر کي تو دلش يه چيزي مي گفت .
سکوت شيکست
سامان : حالا چيکار کنيم ؟؟
مسلم نفس نفس زنون حتما بايد راهي باشه
اينور . اونور
هممون دنبال يه راهي ميگشتيم
صداي موبايل بابک هممونو يه خورده آروم کرد
بابک : الو
بهنام : سلام کجايين ؟
بابک : ما بالاي کوه کناري صفه گير کرديم

 

دره


بهنام :باشه زود باشين بياين پايين من دم کوه صفه منتظرتونم
بابک : ديوانه ميگم ما اين بالا گير کرديم
بهنام : شم... دقيقاً...ک...د؟؟؟؟
بابک : قطع و وصل ميشه
بهنام : شما ...د... . هان؟؟
بابک : الو الو الوووو
بابک : SHIIIIIIIIT - لعنتيي
هرچي صبر کرديم موبايلش زنگ نخورد
هرچي بابک سعي کرد زنگ بزنه نميشد
بابک : مسلم تو زنگ بزن
مسلم : باشه الان من زنگ... مي مي ززز نننم ...   ولي گوشيم شارجش تموم شده خاموشه !!!
همه به سامان نيگا ميکردن
سامان : بابا اين گوشي که در حالت عاديشم کار نميکنه چه برسه به حالا ؟؟
بابک : سامان زود باش گوشي منم هنگ کرده
سامان : باشه . صبر کن
سامان : اِاِاِ داره      زنگ      ...  زنگ میخو...  ره  ... چرا قطع شد ؟؟؟
shiiiiiiit
اينم که خاموش شد
گوشي ميلاد هم که از بس آهنگ گوش داده بود همون اول خاموش شده بود
مسلم : بچها چاره اي نيست . نمي تونيم که تا شب اينجا بمونيم . ببينين ساعت 12 از منطقه 16 راه افتاديم . اگه بخوايم دست رو دست بذاريم ممکنه به تاريکي بخوريم .
سامان : واي بچها سايه ي کوه داره کم کم مياد طرفمون اگه زودتر نجنبيم يخ ميزنيما
ميلاد : آخه راه رو ديدين که چه جوري خراب شد ؟؟؟
بابک : اين جلو هم که بد تره
مسلم : ميريم جلو . من جلو ميرمو آروم آروم راه رو باز ميکنم . اينجا وقتي برفاي زمستون آب ميشه و ميريزه پايين يه راهي چيزي بايد درست کرده باشه
آره
ميريم جلو
مسلم جلو
بابک پشت سرش
سامان پشت بابک
ميلاد هم آخر


مسلم : اينجا راه خيلي شيبش زياده . بريم از اونطرف
رفتيم اونطرف يه راه خطرناک پيدا کرديم
همه دست تو دست همديگه آروم آروم ميرفتيم به جايي که نميدونستيم آخرش چيه و چي مياد سرمون.
ديگه نميشد . ديگه نميشد دست همديگرو بگيريم . چون راه همينجور داشت ترسناک تر و شيبدار تر و خطرناک تر ميشد .
دستامونو ميگرفتيم به تخته سنگاي يخ زده و با ترس و دلهره ميومديم پايين
ديگه اون موقع تيغ و سنگ و يخ و مار و عقرب ترسي نداشت.
همه به فکر اين بوديم که سالم برسيم پايين.
ديگه همه چی ، هممه چچییی ، از قليون 15000 تومني که توي کيف سامان روي دوش بابکه ، گرفته تا کفش 55000 تومني بابک . کاپشن 70000 تومني سامان . کت 45000 تومني مسلم . حتي لباسي که مامان ميلاد واسش از مکه اورده بود با او همه ارزشي که واسش داشت از ياد رفته بود .
راه رو ادامه ميداديم .


اوه نه . بازم بن بست
بابک : مسلم اونطرف . سمت راستت . از اون طرف فکر کنم بشه
مسلم : حالا ميريم ببينيم چي ميشه
مسلم: من ميرم . شما هيچ تکوني نخوريد چون ممکنه سنگا بريزه رو سرم .
مسلم : پشت سر من آروم بيايد . خيلي مواظب باشيد . خيلي ليزه اينجا . اگه دستاتونو محکم نگيريد به صخره ها پرت ميشيد پايين .

مسلم یه لحظه لیز خورد


مسلم کم کم داشت ميرفت پايين و پشت بوته هاي پر از تيغ و تخته سنگا نا پديد ميشد .
بابک : سامان . مسلم از کودوم طرف رفت ؟؟
سامان : من هواسم نبود
بابک : مسسسلم ؟؟ مسسسسسلم ؟؟ از کودوم طرف بيايم ؟؟
مسلم : از همون جايي که من اومدم
سامان : مستقيم بريم ديگه . حالا اين که مارو نميبينه بگه از کوجا بريم
همينطور که ميرفتيم بالا رو نيگا ميکرديم انگار نه انگار که الان يه ساعته داريم با بدبختي ميايم پايين .
انگار 2 متر بيشتر نيومديم پايين
مسلم که ديگه اصلا ديده نميشد ولي هر چند وقت يه بار يه صدايي ميزد که اون پايين چه خبره.

 

****حالا از زبون سامان بشنوين : راه ديگه داشت واسم غير ممکن ميشد.
به جايي رسيديم که بايد با نوک انگشت پامون ميومديم پايين .
يه لحظه پايينو نيگا کردم . سرم گيج . بدنم لرزيد . سنگي که دست راستمو گره زده بودم بهش کنده شد . همه جا جلوء چشام سياه شد و دست چپم هم سست شد و آخرش ... .
چشامو که باز کردنم ديدم توي هوا آويزونم و دست راستمو بابک گرفته و دست چپمو ميلاد . سياهي جلوي چشمم از بين رفت ولي هنوز دستو پام ميلرزيد . با کمک بچها رسيديم به جايي که ميشد بدون گرفتن صخره ها يه کمي وايسيم .
واقعا دمشون گرم
اگه بابک و ميلاد نبودن الان من مُرده بودم . حتي معلوم نبود کسي جسدمو پيدا ميکنه يا نه ؟ البته اگه تا اون پايين تيکه تيکه نميشد ****


ادامه :
ساعت ۴۵/۲
گوشي بابک زنگ خورد
بابک : ايييينه . داره زنگ ميخوره .
سامان : بهنامه ؟
بابک : آره . الو ؟
بهنام : بابا کوجاين ؟ چرا گوشيت نميگيره ؟ گوشي بقيه هم خاموشه ؟
بابک : بهنام ما وسط کوه گير کرديم . حتي نميدونيم زنده ميرسيم پايين يا نه ؟؟؟
بهنام : خوب کودوم طرف کوهين ؟
بابک : سمت چپ کوه صفه يه کوه خيلي بزرگ هستا . همونجا که سايه افتاده . 3 کيلو متر شايدم 4 کيلومتر اونطرف تريم .
بهنام : اوه اوه اونجا صاف وسط پادگانين
بابک : شت ! حالا چيکار کنيم ؟؟
بهنام : من از اون پايين کوه ميام طرفتون
بابک : باشه . خدافسسس

سامان : بابي من بهترم . بريم پايين
بريم
بازم  همونطوري ميرفتيم پايين با اين تفاوت که مسلم اون پايين يه راه بهتر پيدا کرده . کفش بابک پاره شده . سامان ديگه مشکلي نداره و بهتر از قبل داره به راه ادامه ميده . ميلاد هم که ديگه چيزي از کفشش باقي نمونده بود

ساعت ۱۵/۳
مسلم : بچه ها اين جا ديگه شيبش خيلي کمه خيلي راحت تر ميشه رفت پايين .
اين حرف مسلم به بالاييها اميد ميداد . سامان / ميلاد / بابک با اميد بيشتر مي رفتن پايين
بازم گوشي بابک زنگ خورد
بازم بهنام : بابک نياين پايين
بابک : چرا ؟؟؟ ما تازه داريم يه راه خوب پيدا ميکنيم
بهنام : دور تا دور اينجا سيم خارداره نميتونين بياين بيرون . اگه هم يه سرباز شما رو ببينه حق تير داره . ممکنه شما روبا تير بزنه .

بابک: وای خدا ، چی کار کنیم ؟؟؟

بهنام : حالا شما بیین پایین . من میام نزدیک سیم خاردارا . شاید همدیگرو دیدیم

بلاخره با هزار ترس و دلهره و وحشت رسیدیم به راهی که مسلم پیدا کرده بود

سامان : مسلم دمت گرم . راه خوبیه .

بابک : زانوهام داغون شده .

میلاد : منم همینطور

سامان : آره ده ! زانوهای منم دیگه تکون نمی خوره

مسلم : بابا بیاین چیزی دیگه ای نمونده

 

ساعت : ۴۰/۳

رسیدیم پایین کوه

هیچ کودوممون باورش نمی شد که زنده موندیم

یه نیگایی به همدیگه انداختیم یه نگاه به راهی که اومدیم

 

همه ی کفشامون ، شلوارامون و کاپشنامون پاره پاره خاکی شده

بابک : سامان باید اعتراف کنم که منم اون بالا مث تو بد جوری حالم بد شد . ولی شانسم گفت که جام خوب بود.

سامان : پس چرا نگفتی ؟؟

بابک : نمی خواستم با گفتنم نا امیدتون کنم

سامان : دمت گرم . حالا باید تا کسی ما رو وسط پادگان ندیده زود بریم بیرون...

همگی رفتیم بطرف کو صفه .

بهنام زنگ زد

بهنام : سلام بابک من دارم از اون دور میبینمتون . منو میبینین ؟؟؟

بابک : ا  ...     آره ما داریم میایم

همینطور که میرفتیم از درو یه سرباز رو دیدیم که تفنگ لعنتیش رو به ماست

سامان : بچها این همه با بد بختی اومدیم پایین حالا راحت با ۴ تا تیر خلاسمون میکنه

بابک : همه بدویین

هممون میدوئیدیم به طرف پایین

رسیدیم به سیم خار دارا

SHIT

 

Click for Full Size View

از این سیم خاردارا چه جوری بگذریم ؟؟؟

سامان سریع نشست و با یه سنگ زمین رو کند

همه یه سنگ بر داشتنو اومدن کمک سامان

اینقدر کندیم تا تقریبا راه باز شد

 

 

ساعت ۴

بلاخره هممون از این جهنم سرد و ترسناک آزاد شدیم

هیچ کس باورش نمیشد...

نمیدونستیم چیکار کنیم از خوشالی

 

 

+++++++ اما هیچ وقت نفهمیدیم اون ۲ نفر کجا رفتن+++++++

*******( و همچنان منطقه ۱۶ مرموز و خطرناک ... )*******

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

امروز آرمان زنگ زد بریم بیرون رفتیم نظر

اونم بعد از چه وقت رفته بودیکه مونده بوذیم کی کیوسک

۱۱۰ را اونجا گذاشتن خلاصه رفتیم

دراصل من از نظر یه جورایی متنفرم چون همه یه جوری هستند

همه مقلد همه دروغگو حتی به خودشون هم دروغ می گن لهجه

همه تغیر کرده وعرف چیز دیگری نمی دونم شاید بهشون حسودیم

میشه چون نمی تونم نقشی بغیر از خودم را بازی کنم

رفیقام هم همین طور اونام ساده بی شیله پیله شاید بعضی

موقع ها چل میشن ولی خداییش از بیشتر کسایی که توی

دانشگاه دیدم بهترند  داشتم میگفتم

یه سری رپ پوشیده بودند یه سری کت کوتاه یه سری

یه دستشون توی جیب یه سری ابرو ها رو برداشته

خداییش بیایید حداقل حداقل حداقل مقلد نباشید

بابا تو رو خدا از خدتون ایده بدید هر کاری که اون بابا

تو ماهواره می کنه درست نیست ما کم نیستیم از اونور

آبیها ....

حالا شاید نظرم این باشد شاید اگر رفتم تو گرو هاشون و یا

سنم بالاتر رفت نظرم عوض شد مثل قلیون که اول متنفر بودم

از قلیون وقلیونیاش ولی حالا برعکس

  

نتیجه گیری:اینها فقط عقیده ی من بود وقصد تحمیل نداشتم

همان طور که قلیان بد و کسی نمی تواند به من بگویید نکش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

سپاهان در ژاپن باخت و با باخت خود آرزوهای خود را به باد داد

ولی اون طور که شنیدم یک میلیون دلار جایزه گرفته خب بازم خوبه.

توی دانشگاه  هم چندتا جوون می گفتن اگه پرسپولیس بود فلان

اگه فلان تیم بود فلان . می خواستم بگم اگه اون دوتا تیم بودند

اصلا به اینجا ها نمی رسیدند . الان هم می خوام از ته دل فریاد بزنم بگم

یه تیم داره اصفهان  سپاهان قهرمان

آره ما را که می بینی ارق ملی داریم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

سال ها پیش پس از اصابت  سناره ghelyoon star3  به زمين گودالي در زمين

به وجود آمد به عرض 3.20 سانت در اين گودال نترون ها وپروتون ها بهم برخود

کردند ومسائل پيچيده اي همچون بعد چهارم زمان را بوجود آوردند  آوردند

دایناسور ها  همه هلاک شدند و آتشفشانها فوران کردند

۱۰۰ ها سال بعد انسان پا به روی این کره خاکی گذاشت

او نیاز های اولیه ای داشت یکی از نیاز ها 

اولین نیاز او یک وسیله بود که او را سرگرم کند  

دومین نیازش غذا بود وسومین نیازش چای نبات

انسان اولیه سالها بدنبال اینها بود وجای جای کره خاکی را گشت

تا این که به گودال ۳.۲۰ رسید در آنجا گیاهان زیادی رشد کرده بودند

انسان نخست یک یک گیاهان را چک کرد

گیاهانی چون شلغم چغندر سیب زمینی

و از آنها تغذیه  می کرد

چند سالی گذشت انسان نعنا را  پیدا کرد

انسان اولیه نعنا را می خورد و چون دهنش خنک می شد

حال می کرد

بعدا نعنا را آبش را گرفت و با غذا های دیگر میل می کرد

۱۰ سال بعد در اثر یک رعد برق قسمتی از گودال

 آتش گرفت .

انسان اولیه افسرده شده بود رفت که ببیند چیزی از غذا ها مانده یا نه

وقتی به آنجا رفت دید که غذاهایش  رنگ دیگری گرفته اند

شلغم را چشید و گفت :وای چه خوبس

چغندر را خورد وگفت :وای چه شیرینس

سیب زمینی خورد وگفت :وای چه تردس

در هین اینکه سیب زمینی را می خورد رایحه خوبی به دماغش خورد

و گفت :وای چه بویی

رفت به دنبال  بو

و رسید به نعنا  و مرتب  بو می کرد

انسان اولیه فهمیده بود که با آتش غذا و گیاه نعنا جور دیگری

و در فکر درست کردن آتش شد

و حرکت کرد برود به سمت خانه   که ناگهان پایش به سنگی خورد و جرقه ای ایجاد

شد انسان اولیه به این فکر فرو رفت که هرچه هست از همین سنگ و جرقه اش است

و سنگها را به خانه برد

در خانه مشغول بود و مرتب این سنگ را آن سنگ میزد و با جرقه حال می کرد

که ناگهان

بقیه قسمت بعد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

پشت کوه صفه یه جایی هست که میز وصندلی سیمانی درست کردن

ما هر هفته میریم اونجا حال میده

میز وصندلی

یه کم لنز گوشیم کثیف بود ولی طوری نیست  همه چیز توهمی هستش

ضمنا تصویرهارو اگه خواستی بزرگتر ببینی روش راست کلیک کن

بعد آدرسش را توی پنجره جدید باز کن

بعد ۲ تا عکس رویایی گرفتیم                     رویایی 1

                     رویای2

 

سامی 

عکس های پشت سر سامان و زیباییی خاصی که این عکس داره

 

عکس پشت سر از دور

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

گفته بودم عکس های مغازه را می گذارم ایناهاش

 

ماهی هفت دریا

یه دستگاه قزل آلا پاک کنی هم گرفتیم   دیگه برای قزل کمتر کثیف کاری میشه

 

دستگاه ماهی پاک کنی

این دستگاه یه تیغه داره که شکم ماهی را پاره می کنه یه محل مکش که دل و روده ماهی

را هوووووورت میکشه بالا

یه موتور مکش شکل جارو برقی اون پایین داره

یکی از بچه های مغازه که کارش درسته اسمش مهدی وترکه

تا پارسال هم درس می خونده هم کار میکرده رشته اش ریاضی بوده و پار سال کنکور داد و

چون سراسری قبول نشد نرفت

 

یه مقدار از مغازه را به یه مرغی اجاره دادیم (به شیران)

از بچه های اونجا سیامکه اونم جالبه که دانشگاه میره و ۳ روز در هفته را میاد اونجا

بعد میریم سراغ مغازه عمو حمید اول از تابلوش شروع میکنیم

که عکس دریا ست و یه ماهی از تو پریده بیرون البته

تو عکس پیدا نیست

اینم حسین آقا است اون پشت هم عموم

علی از بچه های  مغازه عمو حمید

یه ممد یخی داریم تو کاره یخه و برای همه مغازه ها یخ میاره

خیلی با حاله  همیشه هم شاده

اینم مغازه رقیبمونه مذنبی(مروارید اقیانوس) معروفه که نون مغازه اش را می خوره

و اینکه مردم عقلشون تو چشمشونه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

رفتم به سلف میگم ماهی مصرف دارین (آخه تو کار ماهی هستیم .بعدا عکسها مغازه را می گذارم)

میگه دانشگاه از این چیز ها نمی دهند  ولی من فکر کن دانشگاه آزاد نمی ده

چون ما الان داریم به دانشگاه اصفهان وصنعتی بار می دیم وفقط تنا مشکلی که داره اینه

که یه مجوز الکی می خواهد از دامپزشکی بعد در یخچال پلمب میشه  میره دانشگاه توسط

دکتر دانشگاه که خداییش کاه بارش نیست باز میشه یه دوتا گیر میده

مثلا میگه ۸ ساعت از صیدش گذشته (در صورتی که اگر با هواپیمام بخواهند بیارن کمتر از

این نمیشه)بعد توضیح میدیم براش که نه کتاب فرق داره با عملی تموم میشه میره

ولی دانشگاه آزاد راحتش می کنه در هفته دو بار عدس پلو میده اونم باگوشت  حالا

چه گوشتی نمی دونم با یه مشت برنج قمبلی (راستی این چه برنجی هست که این قدر گرده)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

دوستان آرشیو ما را هم سر بزنند بد نیست هان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

وزمان گذشت غدیر در جنگ جهانی اول  خراب

وپس از ۲۰ سال توسط فردی به نام حاج امین بازسازی شد

غدیر پاتوق دوستان ویاران کنکور وهمدم پشت کنکوریها بود

غدیر راز بسیاری از موفقیتها بود

بسیاری از مشاهیری در وصف غدیر جمله واشعاری گفته اند

هیتلر علت پیروزی در جنگ با روسیه را کشیدن یک پک قلیان غدیر می داند

یک زیست شناس آلبانیا تبار گفته غدیر نمونه بارز از یک اکوسیستم فعال دود زا است

انیشتن پس از رفتن یک ماه به غدیر  وخوردن چای نبات آنجا توانست نظریه نسبیت را بدهد

شکسپیر درباره غدیر شعری به این مضموم گفته

((وباد دود قلیان را در کشاکش سینه ها می دزدیدوبه همراه

خود به دشت خیابان می برد ولبها لبا لب از دود نعنا وخنک همچون آب))

کریستین رونالدو همین دیشب اومد غدیرتا برای بازی بعدی آماده باشه

و افرادی از این دست روزها به غدیر آمدند ورفتند

وآن روز رسیده روز وداع یاران

 روزی که قلیان به یادو خاطره  پیوست

وحال این گونه وضعی به وجود  آمد

 درود باد بر قلیان.

                                                                          پاییز ۸۶

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

قل قل قلیون قدغن

میدونی چرا قلیون داره قدغن میشه نمیدونی دیگه

واس خاطر اینه چون رو شیشه هاش عکس شاه عباس رو زدن . و شاه عباس با قلیون مخالف بود می گن چرا گوش به حرف شاه عباس نمی دی

اما آداب و رسوم قلیون کشیدن ...::: دقت لازم را مبذول فرمائید :::...

یک       
رسمی که در قليان کشيدن بايد رعايت بشه اينه که قليونو بايد گروهی کشيد و بعضی تنهايی کشيدن اونو خوب نمی دونن ... فحشه

دو

اينکه بايد اول بزرگترين فرد جمع شروع به کشيدن قليون کنه يا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می تونه اين کارو به فرد ديگه ای منتقل کنه...  احترامه

سه

اينکه قليان بايد دور بچرخه و نوبت رعايت بشه و هر کس نيابد از اول و وسط و آخر حلقه يکدفعه قاليونو بگيره...  فحشه
چهار
,
طرفی که شلنگ قليونو از نفر قبلی می گيره بايد به يک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما اين تشکر زبانی نيست و با حرکت دست يا اينکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه انجام می شه ... احترامه
پنج
,
هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قليون ميکشن بايد مقدار پک زدنشو تنظيم کنه و طوری نباشه که به قولی بقيه معطل بمونن...  اینم فحشه
شش
,
همه افرادی که دور قليون نشستن بايد قليون بکشن حتی به مقدار يک پک و اگر يک نفر اظهار کنه قليون نمی کشه به بقيه بی حرمتی کرده ... فحشه
هفت
,
هيچ کس نبايد خود سر دست به ذغال قليان و شلنگ آن و ساير قسمت های آن بزند و هر تغييری در آن بايد با رضايت اکثريت جمع باشد (آخر دموکراسی(  میشه بگی اینم فحشه
هشت
,
با آتش ذغال روی قليان نبايد هيچ چيزی روشن کرد مخصوصا سيگار. روشن کردن سيگار به معنای توهين ناموسی به افرادی است که قليان می کشند و در بعضی از فرهنگ ها کسی که اين کار را می کند خونش پای خودش است .  این سنت بیشتر تو اهوازه ... آخره فحشه
نه

پس از اتمام کشیدن قلیون باید شلنگ را دو دور , دور قلیون چرخانیده و سپس سر شلنگ را از زیر دور اول شلنگ به روی دوم قسمت جمع شده شلنگ آورد. نه فحشه نه احترامه

قلیون کشیدن از نظر روانشناسی  ( طالع بینی تنباکویی )

حالا از این ها که بگذریم، آیا می دانید چه آدمهایی چه تنباکوهایی می کشند؟

موز
:
مخصوص آدم های قد بلند، طعمی است سبک. اونهایی که پول ندارند موز بخرند، تنباکوی موز می کشندو جونشون حال می آد
دو سیب
:
چون زوج است در اصل برای زوج های جوان است ولی چون طعمی است سنگین، بیشتر آنهایی که سیگار را ترک کردند و یا در شرف ترک کردن هستند از این طعم استفاده می کنند . این طعم باب دل قلیون کشان حرفه ای، من جمله خودم که دهن این تنباکو را شخصا سرویس کردم
هلو
:
برای آدم هایی که چاق هستند. البته برخی دختر خانم های گل که شباهت بسیاری به هلو دارند نیز از این طعم استفاده های فراوانی می کنند .
نعناع
:
برای آن ها که دهانشان بو می دهد مناسب است. طعمی فوق العاده سبک است و بیشتر به درد افرادی می خورد که زیاد فکر می کنند مانند روشنفکران . این طعم معمولا به تنهایی به کار نمی رود و با طعم های دیگر قاطی میشود. این طعم را می توان برای آرام کردن انسان های عصبی نیز به کار برد .
پرتقال
:
مخصوص دانشجویان و خوابگاه های دانشجویی. عمومی ترین طعم موجود در دنیا . این طعم در پاییز و زمستان بیشتر توصیه می شود زیرا حاوی مقادیر فراوانی ویتامین c می باشد .

حالا شما هم بدون در نظر گرفتن این مطلب آخری , بگین که اگه قلیون میکشین یا اگه میخواستین بکشین ,چه طعمی رو انتخاب میکردین؟

ولی از نظر خودم که قلیونی هستم اگه اهل این صحبتها هستید که بکشید ولی اگه هنوز نیومدین تو کارش نیاین خوب نیست . ربع ساعت کشیدن قلیون برابر با 172 نخ سیگاره . خودم که باور نمی کنم ولی میگن اینجوریه .

اند توصیه بشر دوستانه بود ها .

نوشته شده توسط : حسین  

 پاتوق دودی ها

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

۱.ساده
۲.گل
۳.سیب
۴.دو سیب
۵.سیب ترش
۶.توت فرنگی
۷.آلبالو
۸.قهوه
۹.شیر قهوه
۱۰.وانیل
۱۱.نارگیل
۱۲.گیلاس
۱۳.آنگور
۱۴.موز
۱۵.کیوی
۱۶.توت
۱۷.شاتوت
۱۸.چهل میوه
۱۹.نوشابه
۲۰.لیمو
۲۱.نعنا
۲۲.خیار
۲۳.طالبی
۲۴.هویج
۲۵.عسل
۲۶.پرتقل
۲۷.انبه

پر طرفدارترین قلیون های دنیا:
۱.قلیون های مصر
۲.قلیون های ایرانی
۳.قلیون های عربی
۴.قلیون های لبنان
۵.قلیون های یونان
۶.قلیون های رومانی
 لینک از وبلاگ قلیون
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

یه وبلاگ پیدا کردم درجه ۱ برین حتما ببینین

 یه تیکه اش را گذاشتم پایین

 لینک سایت نور چراغ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

قدغن كردن قلیان در زمان شاه ‏عباس

 

 شاه ‏عباس با تنباكو و قلیان مخالف بود و سعى فراوان كرد كه این عادت تازه را از ایران براندازد. تنباكو را از بغداد و كردستان مى‏آوردند و تجّار انگلیسى نیز از اروپا و آمریكاى شمالى آن ‏را وارد ایران مى‏كردند و در اصفهان دكانهاى تنباكو فروشى، از كیسه‏ هاى توتون و تنباكو انباشته بود. در اواخر پادشاهى شاه‏ عباس، كشیدن قلیان و چپق به‏ قدرى مرسوم شده بود كه اعیان و سران دولت، حتى در سوارى و سفر و گردش، قلیان همراه مى‏بردند و همچنان سواره مى‏كشیدند.

    نوشته‏ اند كه شاه‏ عباس یك‏روز كه جمعى از سران كشور در مجلسى مهمان وى بودند، دستور داد تا همه سرقلیان‏ ها را از «پِهنِ» خشك و كوبیده اسب چاق كردند و براى سرداران و میهمانانى كه قلیان مى‏كشیدند، به مجلس آوردند، سپس رو به ایشان كرد و گفت: «بینید كه این تنباكو چطور است. آن‏را وزیر همدان براى من فرستاده و مدعیست كه بهترین تنباكوى دنیاست . همه كشیدند و تعریف كردند و به سلیقه وزیر همدان آفرین گفتند، آنگاه شاه رو به قورچى‏باشى كرد و گفت: میل دارم عقیده خود را بى‏تعارف بگوئى. قورچى‏باشى گفت: «به سر مقدس قبله عالم كه از هزار گُل خوش‏بوتر است.» شاه نظرى به تحقیر بر او افكند و گفت: «مرده شوى چیزى را ببرد كه نمى‏توان آن را از پِهن تشخیص داد!»

    عاقبت نیز كشیدن تنباكو و توتون را قدغن كرد و به حكم او اگر كسى چپق مى‏كشید، بینى و لبانش را مى‏بریدند. با اینهمه پس از مرگ شاه ‏عباس، بار دیگر كشیدن توتون و تنباكو رواج گرفت و بسیارى از مردم ایران به این عادت، كه هنوز هم باقى است، گرفتار شدند.

 

لینک این مطلب را گذاشتم که فکر نکنین از خودم گفتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

باری شیخ قلقل در مکان چایخانه نشسته بود

او که پس از ماجرا های بسیار وسختی ها عدیده وپدیده

وپس از قبول قرداد نگین ۱۰۰۲  از جهان نا امید شده بود

رفته بر سر چاهی وهایهای گریه می کرد که ناگهان کسی

بر سر شانه اش زد وگفت گریه نکن تو برگزیده شده ای

شیخ گفت تو کیستی

گفت الیاسم

شیخ گفت بی.....من خودم تو رو تو تلویزیون دیدمت

تو الیاس نیستی الیاس ۴ سال پیش مرده

برو رد زندگیت پدر سوخته بزار با قلیان خودم بسوزم

الیاس رفت وپشت سرش را هم نگاه هم نکرد

ولی بشنوید از سید بابک

او با یک عدد موتور یاماها ۱۰۰ سز به دنبال الیاس گذاشت

ولی بهش نرسید و برگشت  وقتی برگشت شیخ با عصبانیت گفت

تو به دنبال شیطان رفتی برو گمشو

من نمی خواهم تودیگر به چایخانه من بیایی سید بابک گفت

بابا بذار برات توضیح بدم(لازم به ذکر سید بابک لحجه اصفهانی داشت)

شیخ گفت(بنال پست فطرت )

سید بابک گفت من بااین آقا شریک بودم یه دکونی مسگری داشتم تو میدون امام

این لامصب سری منو کلاه گذاشت حالام می خواهم برم پولمو بسونم

ادامه داستان قسمت بعد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

              همینیه که هست  !!

          فینال جام باشگاههای آسیا

      URAWA REDS      SEPAHAN

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

داستان چگونگی پیدایش قلیان کده ی غدیر:

در سال ۱۰۰۲(ق.ق)قل.قل  در فلات کم ارتفاع

قل دره رودخانه ای می گذشت به نام زاینده قل

به معنی زایش کننده قل قل آب

 پیر فلات یعنی همان شیخ قل قل خودمان با آن در آمد کذایی

مکانی تاسیس کرد ، وتوسط مهنندسان آن زمان

نعنای غنی شده را در دستگاه  ریخته و به اهالی ده  عرضه می فرمود.

در آن زمان سید بابک فرنگی ، غلدر آن محل بود سید بابک قیافه ای وحشت ناک انگیز مند تر!!! داشت

 و سبیلهایی به قطر ۸۵سانت وطول ۲متر داشت به طوریکه هر بار  ماست می خورد تا یک ماه لیس

به سبیل های خود می زد و برای قلیان کشیدن مجبور بود نی قلیان را از میان سبیلهای خود به لب خود برساند  

از هیکل سید بابک هیچ نتوان گفت

چهار شانه

گیس ها فر

از در قلیان کده تو نمی آمد  از فرط درشت اندامی

حال بشنویم از شهرداری فلات که با همکاری مکتب کده ی علوم پزشکی دستور داد به دلیل وجود نیکوتین (که از مواد نیروزاست) در نعنای عرضه شده ، درب قلیان کده  تخته شود . 

سید بابک در آن محل دست به تجهیزکردن خود نمود وبا همکاری شیخ مردم را به شورش دعوت می کرد  .

 در تاریخ ۱۱/۴/۱۰۰۲   اهالی ده به سمت شهرداری حمله کردند

 

قلیان

سید بابک وشیخ  به داخل شهرداری رفتند وبا مذاکراتی  که شد

قرار شد قلیان کده باز شود در صورتی که

۱. قلیان با نیکوتین ضعیف شده بدهند

۲ .سید بابک سبیل هایش را بزند

۳ .قلیان کده فقط مخصوص مذکر ها باشد(لازم به ذکر است تا قبل از قیام ۱۱ تیر سال ۱۰۰۲ق.ق.(قل قل)زنها حق ورود به قلیان کده را داشتند)

۴ .شلوار برمودا ممنوع

۵ .ورود افراد زیر ۱۸ سال ممنوع

۶ .ورود افراد معتاد  ممنوع

۷ .ورود افراد شرور ممنوع

۸ .حرف زدن ممنوع

۹ .خوابیدن ممنوع

۱۰.زمان پذیرایی ۲۰ دقیقه

۱۱ .آستین کوتاه پوشیدن ممنوع

۱۲ .بولوتوس بازی در قلیان کده ممنوع

۱۳ .پارک فرقان و گاری(گازی)و(بنزینی) در اطراف قلیان کده ممنوع

در قسمت بعد ، بقیه داستان واین که آیا آنها این پیشنهادات را قبول کردند یا نه را

بازگو می کنم...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

داستان به اونجا رسید که قلی رفت به شهر خلیان شوستر

اونجا  هیتلر از کار قلی خیلی خوشش اومد و گفت اختین باخ شوس عجخین مخی داری(یعنی :نه باریکه الله عجب مخی داری تو خوشم اومد ازت . کجا بودی تو ؟؟؟ دمت گرم خیلی حال کردم با ایده ای که دادی )

قلی از طرحش و کبریت گفت وگفت که قصد داره با کبریت والکترونهای (قلی یان) شکاف در هسته ی قلیم(هلیم)بده وبا آب سنگینی که توی کوزه ی قلیان هست یه بمب بسازه درجه ۱ خارجی. 

همین طور که هیتلر داشت با قلی حرف می زد انیشتن فرار کرد رفت آمریکا وپس فرداش   بمب  را ساخت !!!

قلی وقتی دید انیشتن این کارو کرد گفت طوری نیست یکی طلب من

اون هسته هلیم را شکاف داد من هسته ی قلیم را با یه خورده نعنا مخلوط می کنم

وباهاش یه دستگاه خوب می سازم

بعد هم تو دلش گفت عجب این انیشتن بی جنبستا.

خلاصه قلی تا اومد به خودش بجنبه یه زن دیگه چشمشو گرفت

و اونو گرفت نام اون زن ماری بود و قلی بدلیل این که عینکش را  را در حادثه

هیروشیما از دست داده بود  به او می گفت کوری

ماری عاشق رنگ سبز فسفری  نعنا بود وکم کم متوجه شد که نعنا خاصیت پرتوزایی داره و اینگونه نعنا وارد دوره جدیدی از معاملات شد

 قیمت نعنا هروز بالا می رفت تا جایی که قیمت آن به یکصد قل رسید .

((لازم به ذکر است که پول رایج آن زمان

قل بوده وبا یکصدم قل ۲ باب خانه در مرداویج می دادند ))

قلی آزمایشگاهی تاسیس کرد تا بتواند نعنای مصنوعی  تولید کند

پس ۱۲ ماه مقدار تولیدی نعنا جوابگوی بازار را داد وقلی قلیاردر شد

((یک قلیارد ، برابر سه برابر دارایی بیلگیتس))  

ادامه داستان بعدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

واینک ادامه داستان

پنج سال گذشت در آن زمان نیوتن مشغول به کشف

قانون جاذبه  بود قلی دستگاه خود را به پیش او برد وگفت

ای شیخ نیوتن(لازم به زکر است نیوتن تنها شیخ غدیر آباد

ودارای بورسیه از دانشگاه قل قل سن قلیان بود)

به بگو چرا این دستگاه توجه مردم را جلب نمی کند  شیخ

گفت:پسرم این دستگاه نیاز به چیزی بس  جالب ودلربا دارد

 که مردم دور هم جمع شوند

شیخ گفت سه چیز واجب وبر هر یک شکری

۱ـداشتن دود

۲ـ بودن قلیان گاه

۳ـبودن تنباکو الفاخر

بلی این است  راه تسلط بر مردمان

قلی در صدد بر امد ودست به اختراع جالبی زد

در عرض نیم ثانیه

او کبریت را اختراع ودر نمایشگاه سبیت آن زمان

که اسمش بود ((من در آورد گاه)) ودر شهر

خلیان شوستر  بود به معرض نمایش گذاشت

ادامه داستان بعدأ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

آقا چه شهري  آزادي

زندگي  جنگل كوه دره آب مهمتر از همه قليون

تو پست بعدي عكس هاشو براتون مي گذارم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

 سپاهان عجب گل کاشت
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

امشب شب خوبی بود . یه شب زرد !!!! یه شب سپاهانی

امشب الوحده جلوی دیدگان ۷۰ میلیون ایرانی سوراخ سوراخ شد ......

به همه اصفهانی های گل تبریک میگم .

بازی برگشت ۲ آبان - توی امارات ( ابوظبی ) برگزار میشه .

اینم چند تا عکس از بازی امشب ( گذاشتمش توی ادامه مطلب )

عکسای قشنگی شده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یه قلیونی  | 

امشب :

سپاهان ایران - الوحده امارات

ساعت :

۸:۳۰ شب

آقا قراره بپکونیماااااااااااااااااا

قراره عربارو داغون کونیمااااااااااا

آقا این سپاهان می خواد بره فینال . از ۱۱ تا عرب کج و کوله هم نمیترسه

سپاهان میره فینال  هیشکیم جلودارس نیش  

سپاهان قهرمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط یه قلیونی  |